|
سوتفاهم
|
||
|
...به ثبت نميرسد. |
دو سه شبی است که خاموشی میزنند . زیر نور شمع هیچ کار نمیتوان کرد . بی دلیل میگویند که میشود . من مینشینم و از خاموشی عکس میگیرم . این تنها کاری است که میتوان کرد!
گزل به بره هایش که نگاه میکرد ،در یک آن هزار رنگ و اثر زندگی ،انگار تو مردمک چشم هایش رژه میرفتند . در واقع بره آهوها مو میدیدند و گزل پیچش مو . حال هم که گزل به بره هایش نگاه میکرد ، هم از تماشای آنها غرق شوق و لذت بود و هم در همان حال دلش دریای غم .
دیگر چرا دریای غم گزل؟
......از این که میدانم دنیا را به آسانی و بی تاوان به کسی نمیدهند ، این است که غمگینم .برای بره هایم غمگینم .
********************************************************************
ده یازده ساله بودم که به جای قصه ی شب کتابی برایم خواندند به نام آهوی بخت من گزل . آن موقع چه شب ها را که دل نگران گزل و بره آهوهایش و گزل و آن میر بی جقه و شنل ارغوانی سحر کردم . چه روزها که در خیالم آن بانوی دشت های سوخته انتظار شدم و برای بره آهوها دل سوزاندم . و این طور شد که من گزل و دولت ابادی را با هم شناختم .و تا مدت ها کلیدر را میخواندم کلید در!!!بی آن که بدانم که کلید دری است به حقیقت گذشته ی من . به نسل هایی تمام شده .
بعد ها در شوریده سری جوانی نامش را لا به لای خطوط روزنامه های محبوبم بارها و بارها مرور کردم . همه جا رد پایی. کلامی، امضایی از او بود . در کنار نسلی جدید ایستاده بود و آن چشم های سبز روشن زیر آن ابروهای بد اخم چه با استقامت و ترسناک مینمود . این گونه شد که تا به آخر در کنار دوم خردادی ها ماند . حتی تا دو سال پیش پای صندوق های رای جلودار روشن فکران بدبینی بود که قدم هایشان را سنگین بر میداشتند .
تا چندی نگران آن طنابی بودم که قدیمی ترین کانون ادبی ایران را تهدید به خفه شدن کرده بود . هر بار در میان نام های کشته شدگان زنجیر وار میترسیدم که نام او را هم بیایم . هر چند که دیدن همان نام های دیگر هم کم از این نداشت .
آن چشمان سبز روشن با آن حلقه ی نمناک همیشگی مردمک ها ،مرا به یاد روح مسخ شده ی گزل می اندازد . گزل است که از میان تاریخ میگذرد . با آن نگاه عمیق همه ی زوایای آن را می کاود و نگران است . قدمت و بوی عزیزان بسیاری را به دنبال میکشد دولت آبادی. یاران دیرینه اش بر فراز ابرها نشسته اند و به او لبخند میزنند . شاملو . گلشیری. مختاری. پوینده و ..و ..و...
این روزها نگران آن هاله ی خاکستری بی رحمی هستم باز، که میگردد و میگردد تا گریبان چه کسانی را در خفا بگیرد و باز ما را مرثیه خوان و داغدار جا بگذارد .
و این مرد همچنان ایستاده است . مانند تمامی همتایان خودش . قدرتمندانه مینگرد و حرف میزند .
درود بر او .

********************************************************************

سالشمار زندگی دولت آبادی:
۱۳۱۹ تولد در دولت آباد سبزوار
۱۳۴۱ چاپ داستان کوتاه ته شب .مهاجرت خانواده به تهران
۱۳۴۲ نگارش داستان های ادبار و هجرت سلیمان
۱۳۴۳ نگارش داستان های بیابانی،پای گلدسته امامزاده شعیب
۱۳۴۵ آشنایی با احمد شاملو- نگارش داستان سفر و بند
۱۳۴۶ آشنایی با غلامحسین ساعدی. نگارش اوسنه بابا سبحان
۱۳۴۷ نگارش با شبیرو . گاواره بان و تنگنا
۱۳۴۸ آغاز رمان کلیدر . بازی در ضیافت و عروسک ها اثر بیضایی
۱۳۵۲ نگارش روز و شب یوسف
۱۳۵۳ بازداشت توسط عوامل سازمان امنیت
۱۳۵۴ زندان
۱۳۵۵ زندان
۱۳۵۷ پایان رمان جای خالی سلوچ . سخنرانی در دانشگاه تهران . دیدار با بزرگ علوی. سخنرانی در دانشگاه صنعتی شریف . دبیر اول سندیکای هنرمندان و کارکنان تئاتر ایران
۱۳۶۲ پایان رمان کلیدر
۱۳۶۵ نگارش آهوی بخت من گزل
۱۳۶۸ ترجمه زمان جای خالی سلوچ به آلمانی توسط زیگفرید لطفی. و سفر او به هلند . سوئد. آلمان . انگلیس. و فرانسه . سخنرانی در امستردام
۱۳۶۹ سفر به آلمان به دعوت خانه فرهنگ های جهان
۱۳۷۰ انتشار گزل به زبان سوئدی. سفر به آمریکا و کانادا و سخنرانی در دانشگاه میشیگان و کویینز
و تا امروز را دیگر نمیدانم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!
كودتاى 28 مرداد 1332:جبهه ملى در اختفا و نهضت مقاومت ملى.
نام «نهضت مقاومت ملى» را ظاهراً شاپور بختيار، با توجه به عمليات نهضت مقاومت فرانسه و جنگ جهانى دوم بر ضد اشغالگران آلمانى، پيشنهاد كرد
نهضت مقاومت ملى، ميان پرده يا حد فاصل فعاليتهاى بازماندگان معتقد به جبهه ملى و شمار اندكى از هواداران آن پس از كودتاى 28 مرداد 1332 تا تشكيل جبهه ملى دوم در تير 1339 است.
در پى كودتا، تقريباً همه رهبران و افراد مؤثر جبهه به زندان افتادند، روابط تشكيلاتى از هم گسيخت، منابع مالى از بين رفت، روزنامه ها و كانونهاى تجمع تعطيل و دكتر مصدق و شمارى از همكاران نزديك وى در دادگاههاى نظامى محكوم شدند
نقش شخصيتهاى مذهبى معتقد به جبهه ملى، نظير آيت اللّه سيدرضا زنجانى و آيت اللّه سيدمحمود طالقانى و نيز مهندس مهدى بازرگان، در تشكيل نهضت مقاومت ملى و تداوم فعاليت آن از بقيه بارزتر بود. به گفته كريم سنجابى آيت اللّه زنجانى كارگردان اصلى نهضت مقاومت بود.
هيچ يك از سران جبهه نمى توانستند جانشين شايسته اى براى دكتر مصدق باشند: حسين فاطمى مدتى متوارى بود و سپس دستگير و اعدام شد گروه كاشانى، بقايى، مكّى، كه مدتى همكار و مدتى نيز رقيب و مخالف دكتر مصدق بودند، از صحنه بيرون رانده شدند. اللهيار صالح، كه محبوب تر بود، نه قاطعيت دكتر مصدق را داشت نه جاذبه و قدرت رهبرى او را و دكتر شايگان پس از آزادى از زندان، از ايران رفت.
شاخه اى هم به خارج از كشور رفتند و در اروپا، به ويژه آلمان، و در آمريكا به فعاليتهاى سياسى علنى، نيمه علنى و مخفى پرداختند
از تشكيل نهضت بيش از يك سال نگذشته بود كه حزب ايران، در پى بروز اختلافى ميان سران نهضت، از آن جدا شد
بازمانده نهضت مقاومت ملى تا شهريور 1336 به فعاليتهاى خود ادامه دادند، كه به ديدارهاى محدود و انتشار نشريه و اعلاميه منحصر شده بود، اما به سبب انتشار جزوه اى درباره قرارداد نفت، كه حكومت به آن قرارداد حساسيت بسيار داشت، نيروهاى امنيتى، طى چند يورش پى در پى به نهضت در تهران و در شهرستانها، بسيارى از سران و فعالان آن را دستگير كردند
جبهه ملى دوم.
در بحران سالهاى 1339 ــ 1342 ش هواداران جبهه ملى نيز، به اميد مشاركت در انتخابات آزاد و تحصيل قدرت سياسى از راه برگزارى انتخابات، تشكل يافتند و حدود 45 ماه، از تير 1339 تا ارديبهشت 1343، با نام «جبهه ملى دوم»، در صحنه سياسى ايران فعاليت كردند
در 23 تير 1339 به دعوت دكتر غلامحسين صديقى، آخرين وزير كشور در دولت دكتر مصدق و همراه وفادار او، 17 تن از شخصيتهاى سياسى در منزل او جمع شدند و بر سر تشكيل سازمانى سياسى، كه بعداً جبهه ملى دوم ناميده شد، به توافق رسيدند
در مرداد 1339، غلامحسين صديقى، عبدالحسين اردلان، باقر كاظمى، كشاورز صدر و مهدى بازرگان با وزير كشور ملاقات كردند و رسماً از او خواستند به جبهه ملى اجازه داده شود نامزدهاى خود را براى نمايندگى مجلس، در مطبوعات معرفى كند. او قول مساعد داد، اما به قولش عمل نكرد . در همان ماه، دانشجويان و دانش آموزان هوادار جبهه ملى، پس از سالها وحشت و اختناق، تظاهرات پرشورى بر پا داشتند . در شهريور 1339، شمار افرادى كه به منزله شوراى عالى جبهه بودند، بيش از 30 تن شد كه عده اى از آنان از رهبران سرشناس جبهه به شمار مى آمدند . در 24 آذر 1339، چند تن از رهبران جبهه با جعفر شريف امامى، نخستوزير وقت، درباره آزادى انتخابات، اجتماعات و مطبوعات گفتگو كردند، اما به نتيجه اى دست نيافتند. در 10 بهمن 14 تن از رهبران جبهه براى اعتراض به فقدان آزادى انتخابات، پنج هفته در مجلس سنا متحصن شدند و با عده اى از رجال سياسى، از جمله سناتور سيدحسن تقى زاده، گفتگو كردند، و اين بار هم نتيجه اى عايد نشد . در اين ميان بسيارى از دانشجويان دانشگاه تهران، با سازماندهى جبهه ملى، در 13 بهمن به تظاهرات خيابانى پرداختند. بازار هم تعطيل شد و روز بعد خودرو منوچهر اقبال، نخست زوير سابق، را در محوطه دانشگاه تهران به آتش كشيدند
در دى 1339/ ژانويه 1961، جان كندى از حزب دموكرات، به رياست جمهورى امريكا رسيد. برنامه هاى اصلاحى وى، پس از حكومت جمهورى خواهان كه در كودتاى 28 مرداد دست داشتند، ممكن بود فشار تازه اى براى حكومت شاه باشد.
در فروردين و ارديبهشت 1340، قدرت و محبوبيت جبهه ملى طى تظاهراتى به نمايش در آمد كه عظيم ترين تظاهرات سياسى پس از رويدادهاى 1332 ش بود و موجبات سقوط حكومت شريف امامى و روى كار آمدن على امينى را در ارديبهشت 1340 فراهم آورد
بهمن 1340، كه در اعتراض به سياست دولت در زمينه انتخابات و همدردى با دانش آموزان اخراجى برگزار شده بود، به زد و خورد نيروهاى نظامى با دانشجويان انجاميد. پانزده تن از اعضاى شوراى عالى جبهه ملى نيز دستگير شدند
در 27 تير 1341 از نخستوزيرى استعفا داد و اسداللّه عَلَم، سياستمدار فرمانبردار و معتمدشاه، به نخستوزيرى رسيد . او از سوى شاه مأمور شد با رهبران جبهه ملى تماس بگيرد و با جبهه به سازش برسد
او از سوى شاه مأمور شد با رهبران جبهه ملى تماس بگيرد و با جبهه به سازش برسدعلم حامل پيشنهادهايى بود، از جمله امكان همكارى جبهه ملى با دولت، واگذارى چند سمت وزارت به رهبران جبهه، برگزارى انتخابات آزاد و واگذاردن انتخابات شهرهايى چون تهران، تبريز، اصفهان، مشهد و يزد به جبهه ملى. همچنين اين پيام شاه را به رهبران جبهه ملى رساند كه به نظر عده اى، مناسبت ترين شخص براى سرپرستى وليعهد، اللهيار صالح است. صالح پيشنهادهاى علم را در شوراى جبهه مطرح ساخت و شورا همكارى جبهه را با دولت به تحقق يافتن سه شرط اصلى موكول كرد: 1) اجراى كامل قانون اساسى، 2) آزادى انتخابات در سراسر كشور، 3) دخالت نكردن شاه در امورى كه مطابق قانون در حيطه مسئوليت او نيست . اين شرايط، در واقع همان اصول جبهه ملى بود و پس از اعلام مجدد آنها، گفتگو ميان علم و سران جبهه قطع شد
جبهه ملى دوم در فضايى بسيار پر تنش و تحت فشار درونى و بيرونى، نخستين همايش خود را به رياست اللهيار صالح، از 4 دى تا 11 دى 1341 در منزل حاج حسن قاسميه برگزار كرد . كريم سنجابىاين همايش را از پرشكوه ترين و مؤثرترين اجتماعات سياسى ايران خوانده است. به نوشته پرويز ورجاوند ، همايش از همان روز اول بر سر ماجراى حمله به دانشگاه (اول بهمن 1340) متشنج شد
رويداد 15 خرداد 1342 ( قیام هایی در تهران و قم سر گرفت به رهبری امام خمینی که منجر به دستگیری او و کشتار یکهزار نفری شد ) و پيامدهاى آن همه محاسبات سياسى را عملا به هم ريخت. جبهه ملى، كه شمارى از رهبران آن در زندان بودند، از اين رويداد غافلگير شد و به اعمال متناقضى دست زد. برخى از رهبران جبهه تصميم گرفتند اين رويداد را نه تقويت كنند نه تأييد .سران جبهه ملى را 3 ماه پس از اين جريان به تدريج از زندان آزاد كردند .
سكوت و انفعال جبهه ملى، از ديدگاه طرفداران اقدام در برابر رويدادى كه ناگهان مسير مبارزات سياسى را تغيير داده بود، از علتهاى تشديد نقار ميان نيروهاى اصطلاحاً مذهبى و ملى و جدا شدن شمارى از پيروان اسلام گراى جبهه ملى بود كه بعداً نهضت آزادى ايران را تشكيل دادند. پس از قيام 15 خرداد و پيامدهاى آن و در پى كشمكشهاى داخلى، اللهيار صالح به دكتر مصدق نامه نوشت و از رياست هيئت اجرايى استعفا داد. عمل او توقف هرگونه فعاليت تشكيلاتى و سياسى محسوب شده است
تعطيل شدن موقت جبهه ملى دوم، به تعطيلى دائم انجاميد كه تا آستانه انقلاب اسلامى ادامه داشت.
مهدی بازرگان دکتر غلامحسین صدیقی
اين جبهه بزرگ ترين ائتلاف نيروهاى سياسى در تاريخ معاصر ايران تا پيش از انقلاب اسلامى 1357 ش بود.

تاسیس :
روزنامه نگاران و شخصيتهاى سياسى ملى گرا، در 23 شهريور 1328 به ديدار دكتر محمد مصدق رفتند كه ظاهراً در نوعى انزواى سياسى به سر مى برد. در منزل و در حضور او درباره سالم نبودن فضاى انتخابات مجلس شورا، مداخلات غيرقانونى در روند انتخابات و راههاى مبارزه با آن به تفصيل صحبت كردند و تصميم گرفتند با تشكيل هيئتى هفت نفرى، مركّب از سيدمحمدرضا جلالى نائينى (مدير روزنامه كشور)، عباس خليلى (مدير روزنامه اقدام)، احمد زيرك زاده (مدير روزنامه جبهه)، ابوالحسن عميدى نورى (مدير روزنامه داد)، حسين فاطمى (مدير روزنامه باختر امروز)، حسين مكّى (روزنامه نگار) و احمد ملكى (مدير روزنامه ستاره) به موضوع رسيدگى كنند .
دكتر مصدق از مردم تهران دعوت كرد در روز جمعه 22 مهر 1328، براى اعتراض و تحصن، در برابر كاخ شاه جمع شوند.
چند روز بعد، متحصنان در احمدآباد، ملك شخصى دكتر مصدق، گرد آمدند و بر سر ايجاد ائتلافى از احزاب، گروهها و دسته هاى سياسى، حول چند هدف مشخص، توافق كردند و نام «جبهه ملى» را براى آن برگزيدند . احتمالا اصطلاح «جبهه» با توجه به پيشينه كاربرد معادل آن در زبان فرانسه انتخاب شده و صفت «ملى» نه به معناى ناسيوناليستى بودن جبهه، بلكه به معناى انتساب آن به مردم و وابسته نبودن به بيگانگان به كار رفته است جبهه ملى، كه نام «ايران» هم بدان افزوده شد، در اول آبان 1328 تأسيس گرديد .
جبهه ملی اول:
در مدت كوتاهى چند حزب و تشكل سياسى به جبهه پيوستند و تركيب نخستين آن را به وجود آوردند، از جمله حزب ايران، به رهبرى اللهيار صالح و كريم سنجابى ، حزب ملت ايران بر بنياد پان ايرانيسم، به رهبرى داريوش فروهر حزب پان ايرانيست، به رهبرى محسن پزشكپور سازمان نظارت بر آزادى انتخابات، به رهبرى مظفر بقايى، كه بعداً با گروه انشعابى از حزب توده ايران به رهبرى خليل ملكى ادغام شد و حزب زحمتكشان ملت ايران به رهبرى آن دو پديد آمد جمعيت آزادى مردم ايران، به رهبرى محمد نخشب، كه بعداً به نهضت خداپرستان سوسياليست معروف شد جمعيت فدائيان اسلام، به رهبرى سيدمجتبى نواب صفوى مجمع مسلمانان مجاهد، به رهبرى شمس قنات آبادى، وابسته به آيت اللّه سيدابوالقاسم كاشانى (همكارى با جبهه ملى تا تير 1331) سازمان هيئت علميه تهران، متشكل از عده اى روحانى و مجتهد جامعه بازرگانان و اصناف تهران و نيز چند تشكل ديگر از دانشگاهيان، فرهنگيان، كارگران و دهقانان . از اين ميان، حزب ايران، كه از همه سازمان يافته تر بود، هسته اصلى جبهه ملى را تشكيل مى داد .
پیروزی های جبهه ملی اول :
نخستين تظاهرات جبهه ملى به دعوت دكتر مصدق، رهبر جبهه ملى، در 17 آبان 1328 در ميدان بهارستان تهران برگزار شد. جبهه در اين اجتماع، ديدگاههاى خود را درباره برگزارى صحيح انتخاب مجلس به اطلاع مردم رسانيد و براى نخستين بار مردم را به استيفاى حقوق خود در قضيه نفت رسماً دعوت كرد
در فروردين 1329، كمتر از شش ماه پس از تأسيس جبهه، بر اثر كوشش در جلوگيرى از تقلب و تخلف معمول در انتخابات، چند تن از اعضاى جبهه، از جمله دكتر مصدق، به مجلس راه يافتند و اقليتى كوچك، اما بسيار بانفوذ و مؤثر، را تشكيل دادند
"جبهه به تدريج برنامه هايى تدوين كرد، از جمله در صد مالكانه را تعيين نمود و مالكان را موظف مى ساخت براى اصلاحات در كشاورزى و عمران روستاها، سهمى از عايدات مالكانه هر روستا را صرف همان روستا كنند رئوس ديگر برنامه عبارت بود از: آموزش دهقانان و آشنا ساختن آنان با شيوه هاى جديد و علمى كشاورزى تشكيل انجمنهاى روستاها، كه قانوناً تحت نظر مالكان نبودند و نظارت اين انجمنها بر توسعه و عمران روستاها نيز برنامه هايى براى اصلاح و پيشرفت صنعت، آموزش و بهداشت كه با توجه به مقتضيات بومى كشور تدارك ديده بودند"
جبهه ملى، كه در انتخابات مجلس شوراى ملى تا اندازه اى به هدفهاى خود دست يافته بود، در 1329 ش فشار سياسى خود را بر ملى شدن صنعت نفت متمركز كرد، چند اجتماع پرشور در سراسر كشور تشكيل داد و از طريق روزنامه هاى وابسته به جبهه ــ به ويژه باختر امروز، به سردبيرى سيدحسين فاطمى، كه سخنگوى اصلى جبهه ملى به شمار مى رفت ــ توجه ملت ايران را به اهميت مبارزه در راه آزاد كردن صنعت نفت از چنگ بيگانگان، جلب كرد
انتخاب سرلشگر حاجعلى رزم آرا به نخستوزيرى در تير 1329، و به ويژه بازگشت آيت اللّه كاشانى از تبعيد به كشور و حضور او در صف مدافعان جبهه و دفاع از ملى شدن نفت، صف آرايى جبهه ملى در برابر دولت به اوج خود رسيد. در مهر 1329، نمايندگان جبهه ملى در مجلس شورا، رزم آرا را در خصوص نفت استيضاح كردند و در 4 آذر 1329، درباره تهيه متنى در خصوص ملى شدن صنعت نفت به توافق رسيدند
سرانجام در 17 اسفند 1329 پيشنهاد ملى شدن صنعت نفت در كميسيون نفت مجلس تصويب شد و در 24 اسفند در مجلس شوراى ملى، به اتفاق آراى نمايندگان، به تصويب رسيد و در 29 اسفند از تصويب سنا هم گذشت بدين ترتيب، جبهه ملى در دومين سال تأسيس، به يكى ديگر از هدفهاى بزرگ خود دست يافت و افكار عمومى را بيش از پيش به خود جلب كرد.
دكتر مصدق در 7 ارديبهشت به نخست وزيرى رسيد ودر انتخابات دوره هفدهم مجلس شوراى ملى، از 79 نماينده، 30 تن وابسته به جبهه ملى بودند يا موضعى نزديك به آن داشتند
آغاز اختلافات سياسى :
قيام سى تير در عين حال سرآغاز ظهور اختلافات سياسى ويرانگر جنبش ملى بود .كش مكش در مجلس شورا ميان نمايندگان جبهه ملى و مخالفان بر سر انتخاب رئيس مجلس در تير 1331، از صف آرايى نيروها در برابر هم خبر داد استعفاى دكتر مصدق از نخستوزيرى و صدارت چند روزه احمد قوام، كشور را به بحران سياسى خطرناكى كشاند كه به وقايع و قيام مردم در 30 تير 1331 انجاميدبازگشتن دكتر مصدق به نخستوزيرى، نقطه اوج شهرت و اعتبار جبهه ملى به شمار آمد
اختلافاتى كه ميان رهبران اصلى جبهه ملى پيش از سى تير آغاز شده بود (به ويژه اختلاف نظر آيت اللّه كاشانى و متحدان او نظير بقايى، مكّى، شمس قنات آبادى و متحدان سرلشكر فضل اللّه زاهدى)، پس از رويدادهاى سياسى آن روزها آشكار شد
غلبه جناح چپ جبهه ملى، جناح تندروتر بر جبهه، سبب همسويى حزب توده و جبهه ملى شد كه دستاويز مخالفان داخلى و خارجى در اقدام به فعاليتهاى خشونت آميز قرار گرفت
شمارى از اوباش سازمان يافته، براى دفاع از شاه و جلوگيرى از خروج او از كشور، تظاهرات كردند و به خانه دكتر مصدق حمله بردند. اين رويداد، كه مصدق از آن جان سالم به در برد، ارتباط مستقيم شاه و نخستوزير را گسست و به بن بست سياسى انجاميد، بن بستى كه امكان هر گونه مصالحه اى را از ميان برد. در اين گير و دار نيروهاى مخالف دولت ملى و جبهه ملى از شاه پشتيبانى كردند
در نوروز 1332 ش، دكتر مصدق در مراسم سلام دربار شركت نكرد و بدين ترتيب اختلاف ميان او و شاه آشكار شد. فشارهاى داخلى و خارجى و افزايش توطئه ها ــ به رغم همه تلاشهاى جبهه ملى در سازماندهى مردم براى برگزارى تظاهرات و ايجاد تشكلهايى در حمايت از دكتر مصدق و بر ضد شاه و دربار و استفاده از همه قدرت و نفوذ سياسى اش ــ به كودتاى نظامى 28 مرداد 1332 و سقوط دولت ملى انجاميددفترهاى جبهه ملى و دفتر روزنامه هاى وابسته به آن، چپاول يا به آتش كشيده شد و رهبر جبهه و تنى چند از همراهان او، روز بعد بازداشت شدند
بدين ترتيب عمر دوره اى از تاريخ جبهه ملى ــ كه بعدها، بر اثر تشكلهاى جديد جبهه، به «جبهه ملى اول» مشهور شد ــ به پايان رسيد.
دلایل شکست :
برخى از عوامل داخلى شكست و فروپاشى جبهه ملى را از اين قرار دانسته اند: شكاف در رهبرى جبهه و چند دستگى و سوء استفاده نيروهاى مخالف از آن همكارى ضعيف ميان واحدهاى تشكيل دهنده فقدان شوراى همكارى و هماهنگى فقدان ساز و كارهاى واكنش و بسيج سريع كاستيهاى بزرگ ساختارى نداشتن برنامه هاى جامع و واحد نداشتن طرحهاى از پيش انديشيده به هنگام مواجهه با بحرانها نداشتن اكثريت در مجلس برخى انتصابهاى ناشايسته تضاد آشتى ناپذير برخى از ديدگاهها و تفسيرهاى سياسى درون گروهى از دست دادن تدريجى پشتيبانى و حمايت طبقه متوسط سنّتى و نيروهاى مذهبى متهم شدن به همكارى با نيروهاى تندرو چپ بر اثر خطاهاى سياسى تلاش در انحلال مجلس و پى نبردن به اهميت تصميم گيرى به موقع و خطير بودن موقعيتها.
*********************************************************************
پ.ن :خودم همیشه دلم میخواست وقتی با یک مسئله سیاسی برخورد میکنم یا از شخصیتی نام برده میشود سابقه ی کوچکی از آن بدانم . سردرگم شدن با شنیدن یک اسم یا یک حزب و تشکل همیشه آدم را معذب میکند . آنجه در این پست ها خواهید دید . خلاصه ای از وقایع مربوط به جبهه ملی ایران است که نتیجه خواندن یکی دو مقاله این جا و ان جا بوده و از همه بیشتر مقاله زیر به من کمک کرد . من هم خلاصه ای از این مقاله را که نوشته عبدالحسین آذرنگ است تهیه کردم تا وبلاگ خوانان در کمترین فرصت هایی که دارند دوره ای کرده باشند تکه ای از تاریخ را که این روزها بیش از هم از آنان به خاک سپرده ایم .
زندگي سياسي و علمي پرويز ورجاوند به قلم خودش
متولد 1313 در تهران، بعد از دوره دبستان و دبيرستان و دريافت ششم رياضي و گذراندن دوره عالي نقشه برداري در سازمان نقشه برداري مشغول به کار شدم. سپس ششم ادبي را گرفته، در دانشگاه تهران دوره ليسانس باستان شناسي و فوق ليسانس علوم اجتماعي را طي کرده با گرفتن بورس تحصيلي به کشور فرانسه عزيمت و دوره انستيتوي انسان شناسي دانشگاه پاريس و مدرسه عالي لوور را گذرانيده، توانستم دکتراي باستان شناسي را با گرايش درباره معماري ايران در دوران تاريخي از سوربن دريافت بدارم. از 15 سالگي درگير فعاليت هاي سياسي زمان در کنار نيروهاي ملي شدم و در 16 سالگي مسووليت روزنامه «دانش آموز» را در برابر «دانش آموزان» که از سوي حزب توده منتشر مي شد براي طيف ملي برعهده گرفتم و در روزنامه هايي چون پرچمدار و مجله اميد ايران به نوشتن مقاله و داستان تاريخي پرداختم. در تمامي دوران فعاليت نهضت ملي شدن صنعت نفت حضور فعال داشتم. بعد از کودتاي 28 مرداد مورد برخورد و دستگيري قرار گرفتم. در نهضت مقاومت ملي از تلاشگراني بودم که چندبار دستگير و بازداشت شدم. پس از آنکه در 1339 به فرانسه رفتم، توانستم جريان جبهه ملي را در اتحاديه دانشجويان ايراني در فرانسه مطرح و سرانجام جبهه ملي اروپا را با همکاري تني چند از کوشندگان پايه گذاري کنم که در اولين کنگره مسووليت هيات اجرايي اروپا برعهده ام گذارده شد و توانستم روزنامه «ايران آزاد» را به عنوان ارگان جبهه ملي انتشار دهم. همزمان توانستيم کنفدراسيون دانشجويان ايران را سازماندهي کنيم و تا چند سال آن را در مسير جبهه ملي به پيش ببريم.
در بازگشت به ايران پس از مشکلاتي که با ساواک داشتم، در جريان بررسي تهيه طرح بازسازي منطقه زلزله زده بوئين زهرا بر اثر تصادف شديد بيش از 4 ماه در حالت فلج به سر بردم که به ياري يزدان پاک بعد از 8 ماه به تدريج سلامت نسبي را به دست آوردم. با قبول شدن در امتحان ورودي استادياري دانشگاه تهران به دليل مخالفت ساواک از استخدام بازماندم ولي با حمايت شادروانان دکتر سياسي، دکتر صديقي و دکتر صفا اجازه تدريس بدون دريافت حقوق به من داده شد. در کنار آن مسووليت بخش مردم شناسي و ايلات و عشاير موسسه تحقيقات علوم اجتماعي دانشگاه تهران برعهده ام گذارده شد و همزمان مسووليت مرکز آموزش و برنامه ريزي خدمات جهانگردي وابسته به سازمان جلب سياحان را عهده دار شدم و نخستين گام ها در زمينه تربيت نيروهاي کاردان براي صنعت جهانگردي برداشته شد. با تشکيل سازمان ملي حفاظت آثار باستاني، با عنوان مشاور عالي و مسوول بخش تربيت کادر متخصص براي حفظ و مرمت بافت هاي قديمي و مرمت مجموعه هاي باستاني و تاريخي به فعاليت پرداختم که عمده متخصصان معمار و باستان شناس سازمان ميراث فرهنگي از دانش آموختگان آن دوره هاي تخصصي به شمار مي روند. انتشار مجله هاي باستان شناسي و هنر و فرهنگ و معماري به صورت دوزبانه از فعاليت هاي ديگر من در سازمان ملي حفاظت آثار باستاني به شمار مي رود. در ضمن به عنوان عضو هيات تحريريه در دو مجله هنر و معماري و هنر و مردم مشغول به فعاليت بودم. فعال ساختن بخش پژوهش هاي مردم شناسي و ايلات و عشاير در زمينه پژوهش هاي ميداني و همچنين افزودن پژوهش هاي ميداني به برنامه هاي رشته باستان شناسي در سطح کارشناسي و کارشناسي ارشد براي کارآمد ساختن نيروهاي جوان، از ديگر تلاش هايم به شمار مي رود.
انجام بررسي هاي باستان شناسي و مشارکت در کاوش هاي هفت تپه، بيشاپور، تخت سليمان و مسووليت کاوش هاي رصدخانه مراغه و مشاوره و بررسي درباره نحوه مرمت و بازپيرايي شمار فراواني از جايگاه هاي عمده باستاني و تاريخي کشور چون تخت جمشيد، بناهاي دوران صفوي اصفهان، آذربايجان، کاشان، شمال کشور و... فعاليت هاي مستمري بودند که تا سال 1357 ادامه داشت و بخشي از آنها در قالب چندصد مقاله در مجله هاي معتبر داخل و خارج و دايره المعارف هايي چون؛ ايرانيکا، دايره المعارف اسلامي، دايره المعارف تشيع، دانشنامه بزرگ فارسي، دانشنامه زنان ايران و... به چاپ رسيده است. افزون بر آن حدود بيست جلد کتاب در زمينه هاي انسان شناسي و ايلات و عشاير، جغرافياي تاريخي و آثار باستاني مناطق مختلفي از ايران، سبک شناسي معماري، باستان شناسي و هنر، شيوه مرمت بناهاي تاريخي، رابطه فرهنگ و توسعه و... تاکنون از من به چاپ رسيده است.
مي توان گفت که فعاليت هاي سياسي پس از بازگشت از اروپا در چارچوب تماس با همفکران جبهه ملي و نيروهاي ملي و تشکيل نشست هاي منظم با نيروهاي جوان همچنان ادامه داشت و به مناسبت در قالب مصاحبه ها يا مقاله ها در نشريات معروف بازتاب مي يافت. سرانجام پس از انقلاب به دعوت شادروان مهندس بازرگان براي مدتي مسووليت وزارت فرهنگ و هنر برعهده ام قرار گرفت. در شرايط آن زمان که پاسداري از فضاي باز و حمايت از آفرينش هاي هنري در ابعاد گوناگون کار بسيار مشکلي به شمار مي رفت و حفظ ميراث هاي فرهنگي کشور در آن جو آشفته ،کوششي خستگي ناپذير را مي طلبيد، با قبول مشکلات بسيار کوشش کردم تا از ميزان فشارهاي تخريبي کاسته شود و به تلاشگران عرصه فرهنگ و هنر با تغيير فضاي سياسي کشور اميد ببخشم. در سال 1360 و به ويژه پس از فراخوان جبهه ملي در 25 خرداد آن سال، من و تني چند از اعضاي دولت موقت که با جبهه ملي در پيوند قرار داشتيم، دستگير و يک دوران سه ساله زندان را از سر گذرانديم که عوارض سنگيني بر سلامت من گذارد.
پس از آزادي تلاش هاي وسيعي در زمينه ادامه کارهاي فرهنگي و انتشار کتاب ها و مقاله هايي جسته شد و تاکنون در موارد گوناگون اوضاع سياسي و جامعه ايران صدها مصاحبه با رسانه ها انجام گرفته است و تلاش بر آن بوده تا اميد از جامعه و نسل جوان رخت برنبندد و تلاش دشمنان خارجي نتواند همبستگي ملي و يکپارچگي کشور را خدشه دار سازد.اميد به آن دارد تا به ياري يزدان پاک بتوان در قبال معرفي تاريخ و فرهنگ پربار ايران و تشويق جامعه براي پاسداراي از استقلال و يکپارچگي ميهن توفيق لازم به دست آيد
برگرفته از سایت احمد باطبی
http://ahmadbatebi.net/index.php?option=com_content&task=view&id=93&Itemid=9
دیروز گذشته است،فردا نیامده است
امروز گریزی بی پایان دارد
من،من بودم هستم،من خواهم بود هستم، من خسته ام هستم

دانیل ارتگا در ایران - دانشگاه تهران
-باید واقع بین بود . برای واقع بین بودن باید چشم هایم را ببندم یا باز کنم ؟
یکی بود میگفت این حرف ها واسه فاطی تنبون نمیشه !!!
به یاد آن فیلم افتادم . خداحافظ لنین . خداحافظ دیوار برلین. خداحافظ .....
چند میفروشی؟
-احساساتی ... خر
----------------------------------------------------
, 
احمدی نژاد در دیدار از نیکاراگوئه
"ما اهداف مشترک و دشمنان مشترک و منافع مشترکی داریم"
دست های آلوده
هوا گرم است .خیلی گرم . و تو مجبوری از میان آدم هایی که تنگ هم میلولند راه باز کنی . دست های هرزه ای را که گاه و بیگاه به تنت مینشینند پس بزنی . تنه بزنی و هل بدهی آن تن هایی را که خودشان را به تو می چسبانند . هوا گرم است و آن تو، زیر مانتوی مشکی تن آدم گر و گر میسوزد .در آن وانفسا دستی ،دستت را میگیرد . دستی از میان آن همه تن بیرون می آید و دست خیس از عرقت را میچسبد لحظه ای و بعد رها میکندش . همه این ها فقط و فقط یک ثانیه طول میکشد . و ان حس گرم و ان خواهش گنگ کف دستت را چسبیده و ول نمی کند .سه روز است با آب و صابون به جان دست هایم افتاده ام اما دست هایم پاک نمیشوند .
واقعیت آلوده
ایده آلیستی که کف اتاق ولو شده است و برای خرده ریزه های شکسته تابوهایش اشک میریزد . این تصویر امروز من نیست . حالا تو بیا و ببین و باور نکن . اما آن ایده آلیستی که کف اتاق وا رفته و میان خرده های شکسته تابوهایش اشک میریزد همان رئالیستی است که یک روز فکر میکرد که هیچ تابویی ندارد ! این تصویر پست مدرن همه ماست . حالا تو بیا و ببین و باور نکن!
********************************************************************
ریموند کارور..
آمریکایی باشی و این همه واقع گرا دیگر از عجایب خلقت است . عجیب تر آن که میخوارگی ات را مدیون این واقعیتگرایی ات باشی نه فرار از واقعیت را مدیون میخوارگی ات . ۱۹۳۸ تا ۱۹۸۸ .و داستان کوتا ه هایش و شیوه مینی مالیستی اش در ایران برای مدت کوتاهی با ترجمه های نه چندان جالب و پر از سانسور نظر خیلی ها را جلب کرد . هنوز که هنوز است وقتی میخواهم از دردی که میکشم بگریزم و سرد شوم به سراغ داستان هایش میروم .
همین طور که این چند روزه به او پناه برده بودم گفتم یادی از او کرده باشم .
*******************************************************************
بامبو
آدم هایی که دو طرف سن نشسته اند دارند خود را باد میزنند . بیکینی پوشان رژه میروند . مانکنی بلندبالا و میان باریک با گام هایی گربه سان ، لاغر و کشیده تداعی کننده ی بامبو های سبز مد روز لحظه ای پایش پیچ میخورد . مرد بی حوصله میشود و کانال را عوض میکند . کمی به اخبار جهان گوش میدهد
گوینده ی تلویزیون : مردم فرانسه میان سیاستمدار واقع گرا و سیاستمدار ایده آلیست به تغییرات بنیادی در اقتصاد فرانسه رای دادند . پیغام سارکوزی به بوش....
دوباره کانال را عوض میکند . از بالا تا پایین اعداد را امتحان میکند و برمیگردد روی همان کانال رژه روندگان ماهرو .
زني نيمه لخت از در اتاق مي آيد بيرون و ميرود توي دستشويي.
حالا رژه روندگان مرد هستند . مانكن هاي مرد مي آيند و ميروند . نظر مرد را جلب نميكنند . كانال را عوض ميكند . يكي از كانال هاي ايراني است . فيلم سياه و سفيدي پخش ميكند . زني جيغ ميكشد . لمپني ميخواهد به او تجاوز كند . كمي صحنه را نگاه ميكند و ميرود روي كانال شب خيز . دارد كمربند لاغري و بزرگ كننده پستان و آلت تناسلي تبليغ ميكند .
زن از در دستشويي مي آيد بيرون و ميرود توي اتاق خواب .
مرد بازميگردد روي كانل اخبار هاي فارسي .
گوینده ی تلویزیون: ميز گرد امشب ما اختصاص دارد به بر خورد حكومت با حجاب زنان در .........
زن از در اتاق خواب مي ايد بيرون لباس پوشيده و منتظر است
مرد همان طور كه صداي تلويزيون را زياد ميكند بي آن كه به سوي او رو برگرداند ميگويد .
- پول روي ميز است .
در تلويزيون مردي حرف ميزند . از آن سوي دنيا .
- به نظر من از لحاظ حقوق بشر حق هر انساني است كه پوشش ......
لحظه اي تصوير قطع ميشود .
مرد زمزمه ميكند .
- باز موج انداخته اند پدر سگ ها..
زن لحظه اي مكث ميكند . پول را از روي ميز بر ميدارد و ميرود به سوي در .
مرد دوباره كانال را عوض ميكند . روي صفحه تلويزيون زن و مردي به هم پيچيده اند . مرد شل ميشود و پاهايش را دراز ميكند . دستش را آرام ميبرد توي شرتش.
صداي تقه ي بسته شدن در مي آيد